سه شنبه 28 شهریور 91
عشق مامان سلام! یکشنبه تولد امیر علی بود. و ما می بایست از سرکار می رفتیم خونه ماشین رو می گذاشتیم بعد آماده میشدیم و با آژانس می رفتیم. آخه بابا اینا هم قرار بود شب بیان. و چون بابایی از اداره تا خونه بی ماشین بود خواستیم زیاد اذیت نشه. خلاصه از مهد گرفتمت و اومدیم خونه. ترافیک از قضا زیاد بود و شما هم کمی تو ماشین اذیت می کردی. خلاصه اومدیم خونه و شروع کردیم به آماده شدن اونم چه آماده شدنی. باورت نمی شه صد بار گل سرت رو گذاشتم سرت و همش...



